
سال انتشار : 1388
خلاصه داستان : یک جوان کلاه بردار نقاشی هایی که شاگردش برایش میکشد را برای خانواده های داغ دیده میبرد و اظهار میکند که آن مرحوم این نقاشی را از قبل سفارش داده است و در یکی از کلاه براداری ها پسر مرحوم میفهمد که کلاه بردار است و به محافضانش میگوید که او را بگیرند ولی او با همکاری زن مطعلقه پسر مرحوم فرار میکند و عاشق او میشود ولی خواهر او را میبیند که بیشتر عاشق او میشود و میخواهد که به یک طوری آن ها سر کیسه کند و به همین دلیل تصمیم به گفتن دروغ بزرگ داشتن برادر دو قلو دارد که مجبور میشود یک بار در نقش یک برادر و یکی دیگری در نقش یکی دیگر بازی کند و ماجاراها بیافریند!